بسم رب الحسین (ع)
انتقاد از صدا و سیما به قدری تکراری شده که خودت هم خسته می شوی از تکرار مکرراتش ، اما دلت نمی آید که بی خیالش شوی و شروع می کنی تا بنویسی و مینویسی ،از کربلا شروع میکنی چون هنوز دلت آنجاست ..........
وقتی کربلا میروی طبق روال همیشگی ات عادتت میشود که شب تا صبح در حرم بمانی تا از خلوتی اش لذت ببری و طبیعتا نتیجه اش این می شود که تا یکی دو هفته ساعت خوابت به هم می ریزد و مجبوری نصف شب بیکاری ات را تنها با تلوزیون پر کنی !!!!!!!!!!!
خیلی خوشحال و سر خوش در این خیال باطل هستی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی قاعدتا چه برنامه هایی شب عید برایت تدارک دیده؟؟؟؟؟؟
تلوزیون را با صدای کم روشن می کنی تا مزاحم بقیه نشوی/ ،شبکه ها را جابجا می کنی /باورت نمی شود ولی واقعیت دارد، دوباره جناب مهندس و دوستان احساس کرده اند که باید مردم را (که هیچ گاه نفهمیدی لفظ مردمشان بر کدام قشری از جامعه اطلاق می شود ) با صدا و سیما آشتی دهند و سیاست درب های باز را در پیش می گیرند
سیاست درب های باز را که میدانی چیست ؟سیاستی است که آنقدر این درب را باز می کنند تا کسی از قافله جا نماند حتی آن خواننده با آن وضعش ، آن خواننده که نه ،آن خواننده ها جایگزین بهتری است هرکس بود آمد یعنی آوردنش هرچه که خواستند خواندند ، خواننده ها که کارشان تمام می شود ، بخت یارت می شود و حالا نوبت زیارت بازیگران است. صحبت از سن و سال خانم ایکس و رابطه اش با همسر گرام و چگونگی تحمل دوری او هنگام کار که می گزرد ، نوبت به شرح اوضاع خانوادگی بازیگر دیگری می رسد و او از دختر شوهرش می گوید که چه زود بعد از ازدواجشان توانست با همسر جدید شوهرش ارتباط برقرار کند / گفتند خانواده و کانون گرمش، ذهنت میرود سمت ننه علی و کانون گرم خانواده اش، یادت می آید که ننه علی پشت همان درب های باز گیر کرده و مدت ها از فراموش شدنش می گذرد ......... همین
ساعت حدود دو و نیم شده و هم اکنون زمان شیرین کاری ها فرا رسیده، فقط کم مانده بود برقصند البته یک تیکه هایی هم آمدن اما احساس کردند که اینبار وقتش نیست ، هنوز درب کاملا باز نشده ان شاالله خدا توفیق بدهد دفعه بعد جناب مهندس مددی بکند
آنقدر اعصابت خورد شده که بی خیال می شوی و تلوزیون را با حرص خاموش می کنی/ به این نتیجه می رسی که کپه مرگت را بزاری /هم نمازت قضا می شود و هم لحظه تحویل سال خواب میمانی /
____________________________________________________________________________
و این صدا و سیما همانی است که حاضر نشد مناظره دانشجویی ای را که قرار بود در رابطه با فضای مربوط به دانشگاه در رادیو و نه سیما برگزار کند، فقط به این دلیل که شاید نا مربوط سخن بگویید و اتفاقی بیفتد و تو نمیفهمی که اتفاق یعنی چه ؟
و این صدا و سیمای جمهوری اسلامی همانی است که وقتی واردش می شوی میفهمی چه ناکجا آبادی است و میفهمی که جای خیلی ها در آن نیست خیلی ها را که میفهمید.
حالا زیر لب زمزمه می کنی و می گویی : خدا رحمتت کند سید مرتضی عجب جمله ای گفتی:
در جمهوری اسلامی همه آزادند جز بچه حزب اللهی ها
نمیگم که رسانه همه اش بشود شهدا و امامشان نه میدانم که مردم باید شادی هم داشته باشند ولی این شادی و اینطور شب زنده داری شایسته ملتی که بر سر خیلی چیزها ایستاده نیست و نهایتا این رسانه می شود ازآن نظام یک درصدی
______________________________________________________________________________
پی نوشت: اصلا حال و حوصله غلط گیری نداشتم و طبق معمول غلط املایی داره لطفا گیر ندید


